عماد الدين حسن بن علي الطبري

59

كامل بهائى ( فارسي )

نه در طبقهء اول شاه نخستين كيومرث با مملكت و دولت و جهاندارى منقاد امر ما بود هم به عدل و هم به سياست و مدت سى سال كه ايام ملك به وى بود هيچ عبادتى از وى فوت نشد از واجبات ، وقت شريعت از شمشير وى بود در زمان نبوت شيث عليه السّلام . و در طبقهء دوم فريدون پانصد سال سلطنت جهان وى را بود با عدل و داد و رعيت‌پرورى و قيام به آنچه بر وى واجب بود نمود . و در طبقه سوم يوسف بن يعقوب سلطان مصر . و در طبقه چهارم اسكندر رومى « 1 » و گويند او پيش از يوسف بود و جملهء ربع مسكون گرفت و عجائب عالم بديد ، و قهر ملوك بكرد با فيروزى و دولت ، و قائد لشكر وى نور بودى . و سائق ظلمت ، و ملائكه مقرب ممد و معاون وى و چند آيات از سوره كهف در شأن وى آمد . و در طبقهء پنجم طالوت و داود پيغمبر با شوكت و قوت و مرتبهء رسالت و صولت كه چهل هزار مرد جنگى على الدوام بر حوالى خيمهء داود ملازم بودندى و منتظر امر و نهى وى و تبع و حشم جمله راتبه و ارزاق او خوردندى . و در طبقه ششم سليمان بن داود كه صد فرسنگ لشكرگاه او بودندى ، بيست و پنج فرسنگ انسان ، و بيست و پنج فرسنگ جنيان ، و بيست و پنج فرسنگ وحوش و سباع ، و بيست و پنج فرسنگ طيور و هوام و امثال ايشان ، و جمله را باد راندى چنان كه به اول روز از كوفه برداشت و نزول به شب به خراسان كرد : وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ ( سبا 11 ) يعنى مسخر ساختيم از براى سليمان باد را كه بامداد به شهرى بود و شام‌گاه به شهر ديگر ، و در مدت عمر او هرگز جريمهء در ديوان اعمال او مثبت نشد نه صغيره و نه كبيره پاك و معصوم متوفى شد . و آن عظمت و ملك بدان عظيم مانع وى نشدى از عبادت حق جل جلاله ، و حق عز و علا حساب مال و ملك و معيشت از وى بداشت : / كه هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ ( ص 38 ) اين عطاى ماست پس بده و منت نه يا نگاه‌دار بىحساب .

--> ( 1 ) - آنكه داستان او در سوره كهف نقل شده ذو القرنين است و اما اينكه آيا ذو القرنين همان اسكندر رومى است يا كس ديگر ، بين مورخين اختلاف است و به نظر ما ، ذو القرنين غير از اسكندر رومى است .